{قالو انالله وانالیه راجعون}

به یادمهندس عبدالمتین بارش!

مردی که دردوسوی حیات می نگریست

دره ی پنجشیریکی ازدره های سردونامساعدی است که در شرقی ترین قسمت جبال هندوکُش موقعیت دارد.ازشهرکابل تا قلب این دره که روستای باباعلی است155کلومتر فاصله هست.این دره که درزمستان بالباس سفیدبرف  پوشیده می گرددودربهارجبالِ  شامخ آن سرسبزوزیبا می نمایداین دره که یکی ازدره های اساسی این ولایت بوده که ازشمال غرب  به جنوب شرق باطول بیش از50 کلومترامتدادیافته این دره ازدره های فرعی ای ازشمال به جنوب وازجنوب به شمال تشکیل شده وباولایات کاپیسا،نورستان ولغمان هم سرحداست کوتل های عبدالله خیل،پرنگال،جهرعلی،قولندوروپاوات،آستانه  وخرجگیری ولایت پنجشیررابا همسایه گانش وصل می کندارتفاع این کوتلها ازسطح بحراز3000مترتا5072متر می رسدمردمان دره پنجشیرشجاع،غیورباگذشت وپرحوصله اند.چنانچه شاعری انشادفرموده:

جوانِ خوب به ملک دره باشد

کسی تاجک کسی هزاره باشد

لباس شان زپشمِ بره باشد

پلنگ ازدست شان بیچاره باشد

مردم ترک تبارآن که درقسمت علیای دره می زینددرحدودزیاده ازدوقرن است که درین مناطق توطین یافته انداراضی این مناطق به شمول قسمت سفلای دره که دارای خاک سیروزوم نوع روشن هست چندان حاصلخیز نیست درزمستان مردم بیکاراندودرتابستان قطعه زمین کوچکی که دراختیاردارندازفصل بهارتاپائیزجان می کنندتالقمه نانی بدست می آورند دولت هادرطول زمانه به این مردم توجه ننموده اندتاسال1331خورشیدی دردره یی که به بیان ( W.H.O) به تعداد65000نفرنفوس داردوامتدادآن به 50کلومتر می رسدیک باب مکتب وجودنداشت.به گفته ی محترم اسدالله یک تن ازمعلمان قدیمی دیارباباعلی که درزمان کنونی بازنشسته شده نخستین مکتب دهاتی درسال 1331خورشیدی به وساطت وسعی وکیل اخترمحمدخان دردِهِ سنگی خان که ازمضافات اولسداری دره است تاسیس گردیدومرحوم عبدالمتین درسن هفت ساله گی درآن ابتدائیه زیرنظرپدردانایش مرحوم ملاعزیزاحمد که یگانه معلم منطقه بودبه آموختن الفباآغازنمود.چندین سال پس جناب محترم وکیل اخترمحمدخان که درحال حاضردرحدود97سال عمردارند ودرقید حیات اندبااستفاده ازموقف ومنصبی که داشت امرتاسیس یک باب  مکتب ابتدائیه رابخاطرزنده ماندن استعدادهای اطفال این بوم ازطرف معارف کشوراخذ نمودتا آن زمان هراستعدادی که شگفته گی یی اگرداشته درسنین کودکی بوده وپس ازچندی روزگارنامساعدفقط برهمه یک چیزآموزش می دادوآن چطور زیستن بود؟ وبس .حیات به مفهومی جزانتظارکشیدن فرارسی سرنوشت محتومِ زوال ونابودی هستی چیزدیگری نبود.درآن روزکه به مناسبت تاسیس(1345خورشیدی) نخستین مکتب ابتدائیه دردلِ این دره- روستای باباعلی محفلی درحضور ولسوال پنجشیر،مدیرعمومی معارف ولایت وسایرارکان دولتی آن عصر،برگزارشدیک مقاله که بادستان مرحوم ملاعزیزاحمد نبشته شده بودتوسط یگانه فرزندبزرگواروطنی اش مرحوم عبدالمتین قرائت شد ومقاله دوم رامرحوم ملاعبدی آخوندبه شکل نظم ترتیب داده بودنیزقرائت شد. عبدالمتین بارش که سال1331خورشیدی درروستای باباعلی _دره ی پنجشیربه دنیاآمد.سه سال دوره ی مکتب ابتدائیه  رادرآن روستا تحت نظرپدرمتدین وبزرگوارش ملاعزیزاحمدبه پایان رسانددرسال1346خورشیدی شامل مکتب ابتدائیه کابل گردیدعلت آمدن اوبه کابل نه ازروی ذوق بودبلکه به علت ضعف وناتوانی اقتصادی که ادامه ی حیات رادر،روستا ناممکن  می ساخت،پدردانایش به جای آنکه موافق سنت روستاییان فرزندش رابه دهقانی زمینداران بگماردولقمه ی نانی به دست آردوقوت لایموت کند ،اورا به دامن معارف واگذاشت .مرحوم عبدالمتین پس ازپایان دوره ی متوسطه ی نادریه ازطریق کانکورشامل لیسه ی تخنیک ثانوی گردیددرسال1352 بافراغت ازلیسه ی مذکوردربندکجکی شامل کارشددرسال1353بااشتراک درآزمون دانشگاهی موفق گردیدکه شامل یگانه دانشکده ی مهندسی  وقت گردداودرسال1357خورشیدی باموفقیت ازرشته ی راه ومیدانسازی دانشکده ی مذکور فارغ التحصیل شدموافق قاعده ی همان عصرکه فارغان دانشکده ها مدت شش ماه بحیث سربازدرصف ارتش خدمت می کردنداونیز بحیث سربازمدت شش ماهِ عمرش رادرین صف سپری نمود.بعدازطی میعادمذکوروتحصیل سند فراغت ازصفوف ارتش درتابستان سال1357درریاست تعمیرات وزارت آموزش وپرورش بحیث مهندس شامل وظیفه گردید.درهمان سال آقای دستگیرپنجشیری عضودفترسیاسی یگانه حزب حاکم،ازپست وزارت تعلیم وتربیه زیرنام نیمه مخالف اجباراًبه وزارت فوائدعامه تبدیل شداوباعاطفه یی که بانسل بالنده ی دره داشت باوجودناهمگونی وناسازگاری ایدیولوژیکی مرحوم عبدالمتین راباخودبه وزارت فوائدعامه برد که بحیث مدیرفوائدعامه ی غزنی مقررنمود.مرحوم عبدالمتین بارش باتحلیلی که از لگام گسیخته گی هرلحظه یی نظام سیاسی کشورداشت،همه سو،راناامن وبی ثبات تشخیص داد.ازینرومرحوم بارش زیستن درکنارمردم زادگاهش رابهترشمرداودرسال1358خورشیدی،درولایت پروان بحیث مدیر فوائدعامه مقرر،وتوانست تاسال1366خورشیدی خدمات شایانی به مردم درحدودصلاحیت وظیفه وی وسیاسی خودش انجام دهد. دراواخردردوران فروریزی پایه های نظام سیاسی حاکم، درچاریگار بحیث مدیرفوائدعامه،عرصه ی کاروفعالیت همه روزه براوتنگ وتنگتر می گردید. نیت های منفی وسوء ازهرطرف نسبت به او درحال نضج گیری بودکه درسال1367خورشیدی به دلایلی اورابحیث معاون فنی آمریت عمومی حفظ ومراقبت سالنگ هامقررنمودنددرواقع این اقدام رهبری وزارت به شکلی به نفع امنیت او تمام شدوخطراتی که درجلواوقرارداشت زیرشعاع خدمات اودرصعب العبورترین وسردترین منطقه ی میهن، کم رنگ گردیداو درهرنوع اوضاع واوحال نامساعد چه سیاسی وچه جوی درسالنگهاباصداقت وراستکاری مصروف خدمت به مردم بود.بسا افرادواشخاصی بودندکه دردوران مقاومت دربه دست آوردن پول ازهیچ نوع سازش دریغ نمی ورزیدندآنانی که عمری لاف وگزاف جهادمی زدنددربرابرپول طلبه ها تاب مقاومت را ازدست می دادند مکانی چون سالنگ هاکه حیثیت ستراتیژیکی ویژه یی داشت تنهاافرادخاصی که مانندمرحوم عبدالمتین متعهدبه ملت وپاه بندبه اصولی بودندمی توانستندبامُزدناچیزبدون خیانت فعالیت کنند.اومشکلات اقتصادی وگرسنه گی های پی درپی راپذیرفت،هیچ یک عاملی نتوانست اراده ی آهنین وصداقت اورانسبت به کارووظیفه اش خدشه دارسازدکه اوناگزیرگرددبه جای صداقت راهِ خیانت رادرنوردد ازبدوتاانتهای عمرش غیرازمزدقانونی،متاع دیگری ازمادیات حاصل ننمود.اومدت 30 سال بحیث مهندس راه ومیدان اجرای وظیفه نمود

نخستین بارکه دردوران سلطنت سردارمحمدظاهرشاه پُل سمنتی روی دریای دوآب اعمارشداین پل خطی بودکه می توانست مناطق مرکزی پنجشیررابادره ی پنجشیر وصل کندولی بادلایل نامعلوم که شایدهم  یکی ازآن ادله قیام مسلحانه ی سازمان اخوان المسلین(شاخه ی جمیعت) بودسبب شدتاکاراعمارسرک متوقف گرددروی این منظور درمنطقه ی زردی روی دریای دره نیز پلی اعمارشده بود.این پل که ازسوی انکشاف دهات اعمارمی گردید،اولین مهندسی که طراح آن بودوبالفعل این پروژه رارهبری می نمودمرحوم مهندس عبدالمتین بادوست همنوایش مهندس صابرکوهستانی بودبعدهاپل دیگری درمیانه راهِ دره درمنطقه ی سخ اعمارشدکه مهندس آن نیز مرحوم عبدالمتین بود که به گفته ی کارآگاهان این رشته،این دوپل دووایه ساخته شده بودودربرابرطغیان سیل وآبخیزی مقاومت نتوانست.دردوران بازسازی مرحوم انجنیرعبدلمتین بارش بایاران هم مسلک شان بااندوخته های نو،دوپل جدیددرجای گذشته( زردی وسَخ) به شکل یک وایه باظرفیت25تا30تن وزن وهزینه ی هرپل مبلغ  65000دلارآمریکایی ودوپل دیگر درمنطقه ی باباعلی که  رودجهرعلی را باراه عمومی وصل می نمایدوپلی هم که رودپرنگال راباراه باسایرمناطق متصل سازد اعمارنمود.آخرین پروژه یی که اوآغازش نمودوناتمام گذاشت سرک سربندی است باتأسف سحرگاه 15جدی سال روان خورشیدی دردیار خودش درپنجشیراما نه در،روستایش بلکه دورازخانواده اش حین اجرای وظیفه وخدمت به خلق الله جان به جان آفرین سپرد.جسدمطهرش که دربیمارستانی درعنابه گذاشته شده بوددرهمان سحرگاه ازطرف اقاربش که ازپنجشیر،سالنگ وکابل آمده بودندبه شهرکابل انتقال یافت ودرحوالی نمازعصردرمیان انبوهی ازدوستانش درکابل باعزت واحترام به خاک سرسپرده شد{انالله واناالیه راجعون}چون اوازابتداتاانتهادرکنارمردم خودبودمردم دره ی پنجشیرمرگ مرحوم عبدالمتین راضایعه ی بزرگ می شمارند. دوشخصیت سیاسی ازنخستینیان مکتب باباعلی سربرآوردندکه یکی مرحوم عبدالحفیظ آهنگرپوربود ودیگری مرحوم عبدالمتین بارش. فرد نخست درسطح ملی شگفت وکم زیست ولی ارزش های که اوحاملش بود تاکنون زنده وپذیرفتنی اند. دومی برعلاوه ی اینکه نخستین متخصص منطقه بودوتاآخرین لحظات  درکنارمردم زیست ونخستین جوانی بودکه علم مخالفت علیه دربارسلطنتی برافراشت اماتانهایت دردایره ی خمودوجمودایدیولوژی باقی نمانداودردوران سلطه ی روسهابااحتیاط  عمل نمود،پابندی های عقیده تی سیاسی رادرهم ریخت وقادرشدسبب اتصال حلقه یی ازروستاباشهرگرددکه درتحولات سیاسی بعدی نهایت تعین کننده بود.1.باآنکه درحلقات دیگردیدگاه دیگری رانیکو می ِ پندارندکه به مرحومی نسبت بدهندامااومردباعقیده وباایمان بود به خداوروزبازپسین انقیادداشت،گذشته ازین اودرسلسله ی شریف نقشبندیه ی بانوریه  باشیخ الشیوخی جلیل القدری بیعیت بسته بودوازاوتعلیم وسبقی داشت درواقع به خرافات قدیم وقیدوبست ایدیولوژی سالهاقبل پشت پاه زده بود.

احوال شخصی :اومردخوش برخورد،مهربان،شکسته نفس وصمیمی بود،اقارب ونزدیکانش راپیگیر عیادت می نمودطوری که شایسته ی مردان بزرگ است اونیزتکیه کلام ویژه یی داشت وهردوست ونزدیکش را با کلمه ی بسم الله پذیرایی می کردوکودکان رابالفظ شیرین دیوانه گک می پذیرفت .هرگاه یکی ازنزدیکانش رازمان طولانی نمی دید،دل نرم اوتاسطح گریستن محبتش رابیان می کرد،هیچگاهی شنیده نشده که ازاوکسی شکایت نموده باشدازنافرجامی روزگاراومدت4بارتأهل نمودکه ازدوخانمش صاحب فرزندی نگردیدوازدوی دیگر به ترتیب صاحب 6فرزند(دوپسروچهاردختر) وازآخرین آن دوپسرودودخترنصیب گردیددردوران حیات برعلاوه ی دردوغم نابهنگام مرگ دوبرادر جوانش {مرحوم عبدالسلام ومرحوم فیض الله} غم مرگ دودخترش رانیزچشید.سومین خانمش که ازاوصاحب 6فرزندشدنیزهدف تیری ازسوی افرادناشناخته قرارگرفت وحیاتش راازدست داد.مرحوم ملاعزیزاحمد(پدرمرحوم عبدالمتین بارش)پدر ده فرزندبوداوکه دو بارتأهل نموده بودازبانوی نخستش دوفرزندکه بزرگترآن نصیراحمدنشاط نام داردشاعر،سخنوروطنزنویس معروف کشوراست ودومینِ آن ملاعبدالغیاث عارف کامل وانسان وارسته یی بودکه حامل طریقه ی پربارنقشبندیه دردره ی پنجشیر اورا می دانند.محب بارش که درمطبوعات کشورازشهرت معینی برخورداراست باوجودی که شاعرشیرین بیان وخوش گفتاراست استاددانشکده ی ادبیات کابل نیزمی باشد.قبل ازآنکه اوبه شعرنونیمایی روبیاورد،بی گمان ازاستعدادهای بی نمونه ی  عصرش محسوب می شد. بیت زیرنمونه ی شعراوازدردورانی است که درصنف نهم مکتب سبق می خواندوکارون بیانگر تخلص می نمود:

خواهم چورعدوغرش وغوغای آسمان

چون چرخش سپهرچوطوفان بی امان

 کاخ کهن بریزم وسیلاب خون روان

 زقلب پرزفتنه ی ارباب وبیگ وخان

اوضاع واحوال بعدی اورا به سوی سیاسیت ومبارزه سوق دادومدتی درباسیل پلچرخی زیرنظرجلادان عصربسربردپس ازرهایی، باوجودی که درحلقات سیاسی ازآبرومندی ویژه یی برخورداربودازکارعلمی دست بردارنشدوبه کرسی های دولتی قانع نگردیداوکه بحیث استاد،دردانشکده ی ادبیات کابل مصروف بود باانتشارمقاله ی بنام ازهرچمن ثمنی،تلویحاًبربی تفاوتی های نظام خورده گرفت وبه تعقیب آن،مجموعه یی ازاشعارش زیرنام" یک روز بی دروغ " زینت چاپ یافت ودرحلقات سیاست آن رابه گونه ی دیگری که اعصاب نظام راتخریب می نمودتعبیرنمودندپس ازآن اودررویارویی باسیاست جاری قرارگرفت وباگذشت هرروزدرهرنقطه یی انگشت گذاشت وضربه خوردتااینکه دراوان کنونی درزیرزمینی سردی محبوس است وقربانی بیانگری شده است.دانشمندگرانمایه مؤلف کتاب امیرحبیب الله خادم دین رسول الله "مردی درحریق تاریخ" دکتورخلیل الله ودادبارش که کتابچه ی شیطان راترجمه نموده نیزبرادرمرحوم عبدالمتین بارش است .

ناتمام...