تغیرناپذیری  سیاست پاکستان

افغانستان

راگرفتار دام خود فریبی نموده است !

به  باور اکثرپژوهشگران درفضایی که قدرت به صورت ناعادلانه توزیع می گردد؛  امکان ظهور تروریسم  درآنجابیشتر وجود دارد؛ درچنین فضایی که یک سوی قضیه با داشتن شایسته گی سیاسی ازقدرت محروم می گردد؛ اجباراً برای تحقق آرمان خود به خشونت وترور دست می یازد؛  اگر گروهِ سیاسی – مذهبی طلبه ها را زیرِ این صنف هم قرار دهیم ؛ ترور وخشونت این گروه بازهم توجیه پذیرنیست؛  زیرا دولت موجوده تاسطح تقسیم قدرت با این گروه نیزحاضرشده است؛  درحال حاضر راه های متعارف رسیدن به قدرت مسدودنیست؛  که گروهِ مذکور مستقیماً به قتل عام کورکورانه دست یازد؛  هیچ مسلمانی منکر پایان ناپذیری  نفس جهاد نیست؛  اما چگونه گی شرایط جهاد وحکم صدورآن درحیطه ی صلاحیت هرقاعده ی بغدادی خوان هم نیست؛  که  روزمره فرزندانی را بی پدرگرداند ؛  و بانوانی را بیوه .  بالآخره هرقاتلی هم مرگ دارد ودر روز بازپرس درپیشگاه  دادگاه خداوندمتعال ؛ حاضرشدنی ست.  اگر مسلمانی یکبار هم روی به قبله ایستاده شده باشد؛ ووابسته گروه های ذینفع نباشد ازعقوبت خداوندمتعال می هراسد.  سازماندهندگان ومفتی های چنین قتل وقتال ها چنان بی هراس از روز بازپسین دست به صدورحکم می زنندکه گویی وحی درحال حاضر جریان دارد که صحت نظرشان را تأئید می نماید؛ تنهاحضرت شارع که ناگسسته زیرهدایت حق بود قادر بود باجرأت درصدور چنین اوامر ونواهی اقدام نماید.  بزرگان وائمه ی دین هنگام صدورفتوا ازترس خدامی لرزیدند تامبادا به خطا روندومرتکب جرم گردند. موضع گیری شورای علمای افغانستان ازهمان ریشه تا حال درصدور ونفی حکم جهادِ مرسوم؛  گنگ بوده وحالت انفعالی داشته؛  تنها پس ازسخنان مفتی مکه سروصداهایی درین رابطه  به راه انداخته وآنهم ترسیده ولرزیده .   این شورای بیچاره سعی نمود که از شورای علمای پاکستان  درین فرایند استفاده نماید؛  این تلاش ستودنی ست؛  اما درک توانایی خود و شناخت قابلیت طرف مقابل؛ استعداد بالاتراز القاب های ثقیل می طلبد که شورای علمای افغانستان فاقدآن است.   اگرما حق نداریم ؛ به تقسیم وتوزیع امتیازات پولی ومالی دولت  وسیاست استخدام آن حرفی بزنیم ؛  مسأله صلح وجنگ به همه اتباع کشور رابطه دارد؛  ضرر جنگ پیش ازینکه به یک قدرتمند برسد به بینوایان روی خیابانهامی رسد؛  هرکشوری که دشمن را به جای دوست بپذیرد و جای دوست را به دشمن بدهد؛  درواقع خودش را دردام خودفریبی انداخته است؛   وناکامی سرنوشت محتوم اوخواهدبود؛  دوستی افغانستان با پاکستان شامل چنین حکمی است؛  همین شورای علمای پاکستان  بود که جهادمردم افغانستان را دربرابرشورویها برحق دانست؛ وازآن پشتیبانی نمود ؛ همین که دولت گردن فراز جهادی را درافغانستان دید؛  حکم جهاد را علیه او صادرنمود؛  گروه هایی را علیه دولت اسلامی  تحریک کرد و وارث بلامنازع  اسلام وشریعت آن ها را رقم زد؛ چون ناتوانی وشکست آنها را مطالعه کرد؛  گروه دیگری را بانام  وذهنیت دیگر بنام طالبان به جامعه فرسوده ی افغانستان تقدیم کرد؛   شایدپای رنجشی بااین گروه درمیان بود که چندماه پیش درصدد آرایش نیروی دیگری  بنام حقانی گردید؛  تابتواندخلای احتمالی بعدی را پرکند. یعنی علمای دینی پاکستان درصدورِفتاوی خود؛  بیشتر منافع پاکستان را درنظردارندتا حکم شرعی قضایا .  شورای علمای افغانستان منحیث یک نهادرسمی دینی  شاید ازهمه ی این رویدادها ناآگاه نباشد؛   ازدوران سردارِ بزرگ ( محمدداؤدخان)  سیاست پاکستان در رابطه به افغانستان همین بوده که ملایی را ازدرون افغانستان برضدافغانستان تحریک نماید؛ وباکمترین هزینه بزرگترین کار را انجام دهد. ازهمان روزهای نخست روی کارآمدنِ دولتِ موجوده ؛  تعدادی در افغانستان  علاقمند احیاء وبازسازی تشکیلات درهم ریخته ی طالبان بودند که توانستند آهسته آهسته این گروه فروهشته وفروریخته را به یک نیروی مغرور ومطرح تبدیل  نمایند؛  منفجر شدن هرانتحاری  وانفجار هربم کنار جاده یی لرزه بر اندام  منابع قدرت تولیدمی نماید؛ صاحبان طبیعی قدرت  به عوض مقابله همانند؛ دست سازش ومدارا بااین گروه دراز می نمایند.  ضعف مورال و روان درهم ریخته ی حاکمیت ؛ ملت را نیز ترسو ساخته است.  با ادامه ی این شیوه شاید تاآنجا برسیم که آنها را به لقب خودساخته ی شان "  طلبه های کرام " بنامیم ؛ بسیاری از چهره های کلیدی دولت افغانستان وشورای صلح؛  درپاکستان؛ صاحب خانه وکاشانه بودند؛  وبه فرهنگ سیاسی پاکستان کاملاً آشنااند؛  خوب می دانندکه درپاکستان مرزی میان دولت وعلمای دینی وجودندارد؛  فشاری برشورای علمای پاکستان نه ازطرف آی اس آی است ونه ازسوی ادارات دیگر.  بلکه درخطوط منافع پاکستان؛  استفاده از پول ؛ دین ومذهب عنصرمحوری است؛  این سیاست که توسط محمدعلی جناح ترسیم شده بود؛  علمای دینی پاکستان پابند همین خط اند وبااخلاص بدان منقادند. این نگره که بانی نخست با دستان خود آن را پی ریزی نموده  تاحال دست ناخورده مانده و همه رهبران نوبتی پاکستان صرف نظرازمنافع گروهی خود پاسدار آن اند.  هیچ فشاری برشورای علمای پاکستان وجودنداشت؛ که ازاشتراک درمجلس کابل امتناع ورزیدند؛ بلکه شورای علمای پاکستان + مدارس دینی پاکستان  وسایر نهادهای مذهبی پاکستان پشت سرهم درکنارِ مؤسسات پالیسی سازی نظامی واستخباراتی درظهور؛ آرایش ؛ درتجهیزوتسلیح نیروی طلبه ها نقش داوطلبانه دارند . درایام مقاومت علیه تجاوزپاکستانی  فتاوی گوناگونی مبنی بر مشروعیت قتل وکشتار ازمنابع مختلف نهادهای دینی  - مذهبی  پاکستان صادر می شد؛  برعلاوه ی صدورفتواها  ازمجرای صندوق فقهی ؛ خانقاه های پاکستان نیز با صدورفتاوی رنگارنگ  دَین وطنی شان را در برابر پاکستان  علیه افغانستان ادا نمودند؛ ده ها جلدکتاب پیرهای پاکستانی مبنی برتأئید وتبرئه ی تجاوز طالبانی درکتابفروشی های روی سَرَکِی کابل درآن هنگام به فروش میرسید . علمای پاکستان برعلاوه ی سایر بی شرمی ها به جعل احادیث به نفع تجاوزپاکستانی  نیز دست یازیدند.  آیا همه ی این رسوایی ها به  بزرگان  مطرح  سیاست جاری افغانستان ؛ بویژه به آنانی که درجلسات بُن ازطریق پاکستان حضوریافتند نامعلوم هست که هنوز دستِ طمع به دامن پاکستان می زنند؟